بنا بر آنچه در قسمت قبلی این مقاله به آگاهی رسید الواح مبارک وصایای حضرت عبدالبهاء مکمل و متمم کتاب اقدس است و " گنجينه گرانبهائی است که عناصر پر بهای مدنيّت الهيّه را که تأسيسش مقصد اصلی ديانت بهائی است در بر دارد" و وقوع آنچه در این سند مقدس نازل گشته حتمی است. در الواح وصایا مقرر فرمودند:
" بايد اغصان و افنان سدره مباركه وايادی امر اللّه و احبّای جمال ابهی توجّه بفرع دو سدره كه از دو شجره مقدّسه مباركه انبات شده و از اقتران دو فرع دوحه رحمانيّه بوجود آمده يعنی ( شوقی افندی ) نمايند زيرا آيت اللّه و غصن ممتاز و وليّ امر اللّه و مرجع جميع اغصان و افنان و ايادی امر اللّه و احبّاء اللّه است و مبيّن آيات اللّه"
برای کسانی که خود را بهائی میدانند دو راه وجود دارد یا باید آنچه را که حضرت عبدالبهاء و شوقی افندی فرموده اند قبول کنند یا گفته بیت العدل بدلی وفاقد "رئیس مقدس" و "عضو اعظم لاینعزل" را که بر خلاف الواح مبارک وصایا و توقیعات شوقی افندی است قبول نمایند.
اولین ولی امرالله با اعلامیه نهم ژانویه 1951 خود تشکیل شورای بین المللی بهائی را به دنیای بهائی اعلام کرد و مشخص نمود که جنین بیت العدل اعظم است و درتلگرام مورخ دوم مارچ 1951 بهائیان دنیا را از انتصاب میسن رمی به ریاست شورای بین المللی بهائی آگاه نمود، ریاست بیت عدل اعظم یا بین المللی در حالت جنینی مقامی است که فقط ولی امر آینده میتواند تصدی نماید، بیت العدل بدلی وکاذب میکوشد که با القاء و تلقیح دروغها ومطالب نادرستی که منتشر میکند از اهمیت و مقام آن شورا وریاست آن بکاهد و آن را کم اهمیت جلوه دهد. بهتر است برای دانستن مقام آن شورا اعلامیه مذکور و توقیعات شوقی افندی 1957-1951 را مطالعه نمائید . رئیس و تمامی اعضای شورای بین المللی بهائی توسط ولی امر الله منصوب گشتند و احدی اجازه ندارد که منصوب ولی امرالله را عزل نماید یا شورائی را که تشکیل داده است منحل سازد اما ایادی سابق که اطاعت از روحیه خانم را بر اطاعت از حضرت عبدالبهاء واولیاء امرالله ترجیح دادند آن شورا منحل نموده وبجای آن یک شورای ساخته و پرداخته خودشان را قرار دادند در صورتیکه درالواح وصایا یا الواح ونصوص دیگر چنین حقی به آنها داده نشده بود.
بر اساس الواح وصایا هریک از اولیاء امرالله موظفند که جانشین خود را در زمان حیات خویش تعین نمایند و این یک وظیفه حتمی و لازم الاجرا است زیرا میثاق حضرت بهاءالله است در هیچ جای الواح وصایا چنین چیزی پیش بینی یا حتی اشاره نشده که ولی امرالله بتواند جانشین برای خود انتخاب نکند میفرمایند " باید " تعین نماید ، هیچ جای تردیدی باقی نگذاشته اند بعلاوه فرموده اند:
" حصن متين امر اللّه باطاعت مَنْ هو وليّ امر اللّه محفوظ و مصون ماند"
باید ولی امرالله وجود داشته باشد تا از او اطاعت شود تا حصن متین امرالله محفوظ و مصون ماند.
این موضوعی است که شوقی افندی هم مورد تاکید قرار داده است :
" هر گاه ولايت امر از نظم بديع حضرت بهآءاللّه منتزع شود اساس اين نظم متزلزل و اِلی الأبد محروم از اصل توارثی ميگردد که به فرموده حضرت عبدالبهآء در جميع شرايع الهی نيز بر قرار بوده است" (دور بهائی صفحه 79)
" بدون اين مؤسّسه وحدت امر اللّه در خطر افتد و بنيانش متزلزل گردد و از منزلتش بکاهد و از واسطه فيضی که بر عواقب امور در طی دهور احاطه دارد بالمرّه بی نصيب ماند و هدايتی که جهت تعيين حدود و وظائف تقنينيّهء منتخبين ضروری است سلب شود" (دور بهائی صفحه 80)
ملاحظه میفرمائید که بدون ولی امرالله دیانت بهائی نمیتواند وجود داشته باشد آنچه را که در حال حاضر دیانت بهائی میپندارند (تحت تسلط بیت العدل بدلی) نسخه بدلی و تغیریافته آن دیانت است که روز به روز از دیانت اصلی وحقیقی بهائی بیشتر فاصله میگیرد.
یکی ازوجوه مشترک پیروان ادیان مختلف اینست که اکثرأ ضمن اینکه حاضر نیستند نظرات متفاوت با باور های دینی خود را بشنوند و با عقل و منطق آنها را بررسی نمایند معمولأ در باره دین خود نیزشخصأ مطالعه نمی کنند وآگاهی کافی ندارند و اطلاعات آنها محدود است به آنچه از رهبران دینی خود میشنوند واگر اشکالاتی در اجرای احکام دینی خود احساس کنند یا کج رفتاری و فساد از رهبرانشان مشاهده نمایند بکلی منکر لزوم دین و بعضأ وجود خداوند میشوند.
پیروان دیانت بهائی میبایست بر اساس دستور مظهر ظهور چنین نباشند و شخصأ ومستقلأ در جمیع امور تحقیق نمایند و به گفته دیگران اکتفا ننمایند حضرت بهاءالله میفرمایند:
" الیوم برهرنفسی من عندالله فرض شده که بچشم وگوش وفواد خود در امر او ملاحظه نماید وتفکرکند تا ازبدایع مرحمت رحمن وفیوضات سبحان باشراقات شمس معانی مستنیروفائز شود وعلتی که جمیع ناس را از لقاءالله محروم نموده وبماسواه مشغول داشته اینست که بوهم صرف کفایت نموده اند وبآنچه از امثال خود شنیده قناعت کرده اند براههای مهلک تقلید مشی نموده اند واز مناهج تجرید محروم شده اند امر الهی چون صبح نورانی ظاهر ولائح بوده اینکه بعضی از ادراک او محتجب مانده اند نظر بآن است که گوش وقلب را بآلایش کلمات ناس آلوده اند والا اگر ناظر باصل میزان معرفت الهی باشند هرگزازسبیل هدایت محروم نگردند." (مائده آسمانی جلد ۷ صفحه ۵ )
متاسفانه اکثریت کسانی که خود را بهائی می نامند این مهمترین دستور مبارک را نادیده گرفته و به آن عمل نمی کنند بسیاری از آنها حتی یکبار الواح مبارک وصایای حضرت عبدالبهاء که مکمل و متمم کتاب اقدس است مطالعه نکرده اند و کور کورانه بر اساس شنیده های خود به غلط تصور میکنند که ولایت امرالله با صعود شوقی افندی اولین ولی امر بهائی پایان یافته است آنها زحمت مطالعه نوشته ها و توقیعات اولین ولی امرالله را نیز بخود نداده اند تا بدانند که:
"در بدايت امر بايد توجّه به اساس و مبادی و اصولی نمود که همه در الواح وصايای حضرت عبدالبهاء مندرج و مندمج است. زيرا الواح وصايا تؤام با کتاب اقدس به منزله گنجينه گرانبهائی است که عناصر پر بهای مدنيّت الهيّه را که تأسيسش مقصد اصلی ديانت بهائی است در بر دارد. مطالعه دقيق اين دو سند مقدّس نشان ميدهد که هر دو با يکديگر ارتباطی نزديک دارند و هر دو مقصدشان يکی است و دارای روش واحدی هستند.
در نظر هر محقّق منصفی مواد مندرجه در آن دو کتاب مقدّس نه تنها با يکديگر تضادّ و ناسازگاری ندارند بلکه بر عکس مکمّل و مؤيّد يکديگرند و دو جزء لا يتجزّی از يک واحد به شمار می روند" (شوقی افندی نظم جهانی بهائی صفحه 4)
و ببینند که:
"اين نظم بديع از انظمه باطله سقيمه عالم ممتاز در تاريخ اديان فريد و بی مثيل و سابقه بنيادش بر دو ركن ركين استوار ركن اول و اعظم ركن ولايت الهيه كه مصدر تبيين است و ركن ثاني بيت عدل اعظم الهي كه مرجع تشريع است همچنانكه دراين نظم الهی تفكيك بين احكام شارع امر و مبادی اساسيهاش كه مركز عهد و ميثاقش تبيين نموده ممكن نه انفصال ركنين نظم بديع نيز از يكديگر ممتنع و محال"
(توقيعات مباركه - خطاب به احبا شرق: صفحه ۳۰۱ ) همچنین در:
(توقيعات مباركه (١٩٤٥-١٩٥٢): صفحه ۱۴۹)
اولین ولی امرالله میفرمایند:
"وعود الهیه و بشارات سامیه که از قلم اعلی و کلک ملهم موید مرکز عهد ومیثاق نازل گشته بمدلول این آیه مبارکه حتمی الوقوع است. قوله الاحلی: " وآنچه از قلم جاری البته ظاهر شده وخواهد شد ولایبغی من حرف الا وقدیراه المنصفون مستویا علی عرش الظهور"... " (توقیع 6 مارچ 1925 )
ادامه دارد...
در تاریخ نهم ژانویه 1951 شوقی افندی ضمن اولین و تنها اعلامیه دوران حیاتش به کلیه بهائیان دنیا تاسیس اولین شورای بین المللی بهائی (بیت العدل جنینی ) را کتبأ اعلام نمود و مشخص فرمود که جنین مزبور با طی مراحل و تحولاتی به بیت العدل اعظم (حقیقی) تکامل خواهد یافت ، آن مراحل را به شرح زیر تعین فرمودند:
1 – تبدیل شورای بین المللی بهائی به دادگاه و محکمه رسمی بهائی.
2 – تبدیل محکمه رسمی به موسسه ای انتخابی.
3 – تبدیل موسسه انتخابی به بیت العدل اعظم (حقیقی) از طریق انتخابات.
اولین ولی امرالله در توقیعات متعددی تبدیل شورای بین المللی بهائی به دادگاه و محکمه رسمی بهائی را شرط اصلی و اساسی و لازم الاجرای تشکیل بیت العدل اعظم (حقیقی) اعلام فرموده اند و برای عملی شدن این شرط ابتدا تشکیل 6 دادگاه بهائی را در شش کشور اسلامی لازم دنستند و آنرا جزو نقشه ده ساله قرار دادند که متاسفانه در نیمه اجرای آن صعود فرمودند .
اولین ولی امرالله در توقیع مورخ دوم مارچ هزارونهصدوپنجاه ویک میسن ریمی را بعنوان رئیس شورای بین المللی بهائی (بیت العدل جنینی) به دنیای بهائی معرفی نمود مقامی که فقط ولی امرالله میتواند تصدی نماید لذا شورا هرگز تشکیل جلسه نداد و اعضاء آن بطور انفرادی به انجام خدمات محوله از سوی شوقی افندی مشغول بودند .
همچنین در توقیع مورخ بیست وسوم نوامبر هزارو نهصدو پنجاه ویک اعلام نمود که هیئت مرکزی یعنی شورای بین المللی بهائی محافل ملی را در نیل به اهداف نقشه ده ساله رهبری وهدایت خواهد نمود که این بگونه ای غیر مستقیم اشاره ازآن دارد که او پیش بینی نموده بود که دوران ولایت او در طی اجرای نقشه به پایان خواهد رسید وجانشین تعیین شده توسط او با اعمال اختیارات ومسئولیت ریاست شورا مقارن با صعود او بعنوان ولی امربعدی جایگزین او خواهد بود.
وی در پیام مورخ سی جون هزارونهصدوپنجاه ودو مرقوم داشت:
"بالاخره در مرکز جهانی امر تشکیلات عالیترین موسسات آن حول مراقد مقدسه مستقر گردیده است ووالا ترین اعضاء واجزاء نظم شکوفایش در حالت جنینی خود آشکار میشوند..." (اشاره به بیت العدل جنینی یا شورای بین المللی بهائی)
از جمله نکاتی که در نوشته های ردیه نویسانی که بر علیه ولایت امرالله قلم میزنند بچشم میخورد تحریف و تأویل اصول توارثی و تقدم ولد ارشد است که در کتاب دور بهائی مورد اشاره قرار گرفته است بخصوص ذکر جمله ای از حضرت عبدالبهاء که میفرمایند: " در جميع شرايع الهيه ولد بكرامتيازات فوق العاده داشته حتي ميراث نبوت تعلق باو داشت" مورد سوء استفاده و تفسیر غلط آنان قرار گرفته است.
باید توجه داشت که اصول مورد اشاره ضمن اینکه با یکدیگر بدون ارتباط نیستند مباحث جداگانه ای میباشند، شوقی افندی اولین ولی امر دیانت بهائی در توقیعات خود از "اصل موروثی" ، " مقام موروثی" و"اختیارات موروثی" برای نشان دادن تسلسل و ادامه ولایت امر استفاده نموده است.
در فرهنگ لغت "موروثی" بمعنی " آنچه که به ارث رسیده" و "ارثیه " بمعنی "آنچه از کسی به ارث به دیگران میرسد" میباشد. (فرهنگ فارسی معین)
کلمه " موروثی " بر حسب کار برد دارای معانی متفاوتی است مثلأ ...
ادامه مطلب
بسیاری از مصائب و مشکلاتی که بشریت در سراسر گیتی بطور کلی و بهائیان ایران بطور اخص به انحاء مختلف با آنها روبرو هستند چنانچه اکثریت بهائیان پس از صعود اولین ولی امرالله به عهد ومیثاق الهی پایبند میماندند و از کسانی که با ولایت امرالله ومبین آیات الله مخالفت نمودند پیروی نمیکردند و خود را از مرکز امر جدا نمیساختند به احتمال بسیاراتفاق نمی افتاد ، مسلمأ اگر ایادی سابق سیستم اداری ساخته خودشان را جایگزین نظم اداری حضرت عبدالبهاء نمی نمودند امروز دنیا در شرایط بهتری بود.
ادامه مطلب
اولین ولی امرالله با اعلامیه نهم ژانویه 1951 خود تشکیل شورای بین المللی بهائی را به دنیای بهائی اعلام کرد و مشخص نمود که جنین بیت العدل اعظم است و درتلگرام مورخ دوم مارچ 1951 بهائیان دنیا را از انتصاب میسن ریمی به ریاست شورای بین المللی بهائی آگاه نمود.
ریاست بیت عدل اعظم یا بین المللی در حالت جنینی مقامی است که فقط ولی امر آینده میتواند تصدی نماید، بیت العدل بدلی وکاذب میکوشد که با القاء و تلقیح دروغها ومطالب نادرستی که منتشر میکند از اهمیت و مقام آن شورا و ریاست آن بکاهد و آن را کم اهمیت جلوه دهد. بهتر است برای دانستن مقام آن شورا اعلامیه مذکور و توقیعات شوقی افندی 1957-1951 را مطالعه نمائید .
رئیس و تمامی اعضای شورای بین المللی بهائی توسط ولی امر الله منصوب گشتند ، احدی اجازه ندارد که منصوب ولی امرالله را عزل نماید یا شورائی را که تشکیل داده است منحل سازد اما ایادی سابق که اطاعت از روحیه خانم را ...ادامه مطلب
